السيد موسى الشبيري الزنجاني

4206

كتاب النكاح ( فارسى )

باشم ، چنانچه عدالت زيد در پس فردا ، در حال حاضر منشأ اثرى باشد ، مىتوانيم با استصحاب ، عدالت زيد در پس فردا را همين الان ثابت كرده ، اثر آن را بار كنيم . خلاصه استصحاب در امور استقبالى هم جارى است چنانچه مرحوم آقاى خويى بارها بدان تصريح كرده‌اند . حال در مثال مورد نظر ما ، هر چند فعلًا شايد عمرو نمرده باشد ، ولى بالاخره در يك زمانى ، و لو در آينده وى با صفت مرگ همراه است ، ما در اينجا هر چند نسبت به عناوين تفصيلى زمان همچون روزهاى هفته يا روزهاى ماه يا ساعت ، نسبت به مرگ زيد شك نداريم ، ولى اگر حيات و مرگ وى را با زمان واقعى مرگ عمرو مقايسه كنيم ، نمىدانيم در آن زمان وى زنده است يا مرده ، حال ما مدّت زمان طولانى قبل از زمان واقعى مرگ عمرو را در نظر مىگيريم كه حتماً زيد در آن زمان زنده بوده ، مثلًا ده سال قبل از زمان واقعى مرگ عمرو ، زيد قطعاً زنده بوده ، با استصحاب حيات زيد تا زمان واقعى مرگ عمرو ، بايد وارث بودن زيد را نسبت به عمرو نتيجه گرفته و آن را با استصحاب حيات عمرو تا زمان مرگ زيد كه وارث بودن عمرو را نتيجه مىدهد ، معارض بيانگاريم ، با اين كه كسى چنين مطلبى را نمىگويد . اين نقض و نقضهاى مشابه ديگر نشان مىدهد كه استصحاب به مجهول التاريخ اختصاص دارد و در معلوم التاريخ جارى نيست . 3 ) ادامه كلام سيد و حكم معلوم التاريخ بودن عقد پدر بنابر مبناى عدم جريان استصحاب در معلوم التاريخ ، در جايى كه عقد پدر معلوم باشد ( مثلًا در ساعت معين روز جمعه ) و عقد جد مجهول ، تقريبى وجود دارد كه عقد پدر را صحيح بدانيم ، توضيح آنكه چون نمىدانيم كه آيا قبل از زمان معيّن عقد پدر يا همزمان با آن ، عقدى به وسيله جد انجام گرفته تا مانع صحّت عقد پدر گردد ، عدم تحقق عقد جدّ را در اين دو زمان با استصحاب ثابت مىكنيم و صحت عقد پدر را نتيجه مىگيريم .